عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک عشق ليلي و
قمار من مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن

فکر نمیکنم حتی باور کرده باشی
که من تنها بخاطره تو از عشق خویش گذشتم
من تو را بدست اوردم نه اسان
ولی به خواسته ی خود چشم از عشق پوشیدم
می دانم....
و حق داری که باور نکنی
ولی من تنها به دلیل عشق
از دلیل و از عشق گذشتم...

بـــــه گوشــت میرســــــه روزی ....که بــعــد از تــــو چــــی شد حالــم.......
چـــه جـــوری گـــریـــه میـــکـــردم...کـــه از تو دســـت ور دارم....
نــشـــد گـــریــه کنـــم پــیــشــت....نخـــواســـتم بـــد شــه رفــتارم...
نــمی خواســـتم بفــهمی تـــو.....که مـــن طاقـــت نمـــیارم.....
دلــم واســه خــودم میــسـوخت...بــرای قـــلـــب درگـــیرم.....
یـــه روز تــو خــنده هات گفتی ..تو مــی مونی و مــن مــــیرم......
سرم رو گرم میکردم....که از یادم بـــره ایــن غـــم......
ولــی بازم شــبا تا صبح...تورو تو خـــواب میدیدم....
نمیدونســتی اینارو......چرا بایـــد میــفهمیدی...
من و دیدی ولی یکبار ازم چیزی نپرســیـــدی.........
دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم
شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها رو سینه من امده
آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بی کسی یه عمر که دربدرم
حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم
من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن
نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن
منو به بازی میگیره عقربه های ساعتم
برگه تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن

بیا امشب دمی با من کنار بسترم بنشین
من از عشق تو میسوزم تو با خاکسترم بنشین
به اشک چشم و خون دل تو را من آرزو دارم
بیا همچون غبار غم به چشمان ترم بنشین
مرا گفتی که میآیم تو را باور نمیکردم
در این غم خانهی هستی به باغ باورم بنشین
به حاتم خانهی چشمم اگر دیدی غمی پنهان
قدم بردار از آن چشم و به چشم دیگرم بنشین
به جانم آتش عشقت ببین امشب چه میسازد
مرا دیدی اگر بی جان کنار پیکرم بنشین
ز آه آتش افروزم پیاپی شعله میبارد
بیا آب محبت شو به روی افکرم بنشین
مرا رسوا چو مجنون بیابان گرد میخواهی
مکن ای نازنین دیگر از این رسواترم بنشین
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم؟؟؟!!!
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟
به کی پناه میبری؟؟؟
من خواب دیده ام که کسی میآید
من خواب یک ستاره ی قرمز دیدهام
و پلک چشمم هی میپرد
و کفشهایم هی جفت میشوند
و کور شوم
اگر دروغ بگویم
من خواب آن ستاره ی قرمز را
وقتی که خواب نبودم دیده ام
کسی میآید
کسی میآید
کسی دیگر
کسی بهتر
کسی که مثل هیچکس نیست، مثل پدر نیست ، مثل انسی
نیست ، مثل یحیی نیست ، مثل مادر نیست
و مثل آن کسی است که باید باشد
و قدش از درختهای خانه ی معمار هم بلندتر است
و صورتش
از صورت امام زمان هم روشنتر
و از برادر سیدجواد هم
که رفته است
و رخت پاسبانی پوشیده است نمیترسد
و از خود سیدجواد هم که تمام اتاقهای منزل ما
مال اوست نمیترسد
و اسمش آنچنانکه مادر
در اول نماز و در آخر نمازصدایش میکند
یا قاضی القضات است
یا حاجت الحاجات است
و میتواند
تمام حرفهای سخت کتاب کلاس سوم را
با چشمهای بسته بخواند
و میتواند حتی هزار را
بی آنکه کم بیآورد از روی بیست میلیون بردارد
و میتواند از مغازه ی سیدجواد ، هرچه که لازم دارد ،
جنس نسیه بگیرد
و میتواند کاری کند که لامپ "الله "
که سبز بود : مثل صبح سحر سبز بود .
دوباره روی آسمان مسجد مفتاحیان
روشن شود
آخ ....
چقدر روشنی خوبست
چقدر روشنی خوبست
و من چقدر دلم میخواهد
که یحیی
یک چارچرخه داشته باشد
و یک چراغ زنبوری
و من چقدر دلم میخواهد
که روی چارچرخه ی یحیی میان هندوانه ها و خربزه ها
بنشینم
و دور میدان محمدیه بچرخم
آخ .....
چقدر دور میدان چرخیدن خوبست
چقدر روی پشت بام خوابیدن خوبست
چقدر باغ ملی رفتن خوبست
چقدر سینمای فردین خوبست
و من چقدر از همه ی چیزهای خوب خوشم میآید
و من چقدر دلم میخواهد
که گیس دختر سید جواد را بکشم
تو ستاره های دنیا
من و یک خاطره تنها
روبه روی هم نشستیم
مثل یک جاده تو رویا
جاده سمتش به خدا بود
قلب ما دو تا رها بود
هنوزم مات همینم
که خدا حافظ کجا بود
اینه که دروغ نمیگه
من بدون تو میمیرم
ماه من ستاره چین شو
من تو تا ریکی اسیرم
یاد او دقق اخر
زیر ناودونی کوچه
هنوزم صدای پامون
توی اون کوچه میپیچه
کوچه اما تو غباره
چشم من به در خماره
تا که گفتی به سلامت
دل هنوز امیدواره ه ه
من هنوزم از جنس بارانم.......

خودتون میدونید که بنده مشغول....


